نقد و بررسی Splinter Cell: Blacklist

نقد و بررسی Splinter Cell: Blacklist

 

 

 

سم فیشر. این مرد خستگی ناپذیر با تغییراتی فروان ولی همچنان قدرتمند در Splinter Cell: Blacklist  بازگشته تا باری دیگر رعب  و وحشت را دل دشمنانش برانگیزد. یوبی سافت وعده های زیادی را با Blacklist از جمله نقش پر اهمیت تر مخفی کاری داده بود و حال که بازی منتشر شده و وقت قضاوت کردن است، باید دید که آیا یوبی سافت توانسته به وعده های خود عمل کند؟ آیا شعار راه تو و قوانین تو در Blacklist معنی پیدا کرده است ؟

سری Splinter Cell یکی از بهترین بازی های مخفی کاری است که صنعت بازی های ویدویی در حیات خود به آن دیده و تاکنون تمامی نسخه های بازی مورد استقال فراوان منتقدان قرار گرفته است. سم فیشر خلق شده از ذهنیت نظامی Tom Clancy آنچنان از نظر گذشته و شخصیت پردازی پرداخته شده بود که توانست در دل هزاران نفر جای باز کند و مسلما صدای افسانه ای مایکل آیرونساید (Michael Ironside) تاثیر بسزایی روی محبوبیت سم داشته بوده است. که البته دیگر از او در این قسمت نیست. با این حال شاید عدم صدای مایکل ایرونساید نا امیدی افراد زیادی را به همراه آورد، ولی Splinter Cell: Blacklist هنوز هم موارد مفرح زیادی برای ارایه کردن دارد که باعث لذت بردن بازیباز از آن خواهد شد.

تئوری توطئه، لیست سیاه و سوپرمن بودن آمریکا

SC:BL هنوز هم با دارا بودن تم سیاسی قوی خود روایت داستان قوی دارد که انتظارات را برآورده می کند. بر خلاف داستان Conviction که داستانی شخصی تر از گذشته داشت و حول شخصیت سم فیشر می گردید، این بار داستان SC:BL تماما در مورد کارهایی است که سم انجام می دهد، نه این که نشان بدهد او چه کسی است و با شروعی طوفانی مخاطب را میخکوب می کند. یک گروه تروریست که خود را مهندسین می دانند ، با حمله به پایگاهی آمریکایی در گوام، آن جا را با خاک یکسان می کنند و تهدید می کنند که تا زمانی که ایالات متحده نیروهای نظامی خود را از کشورهایی که در آن است و به خصوص خاورمیانه بیرون نکند، این حملات هر هفته به نقاط حساسی از آمریکا از جمله آب شهر و بیشتر ادامه دارد.


اما مگر ایالات متحده گوشش به این حرف ها بدهکار است؟ پاتریشیا کالدول، رئیس جمهور ایالات متحده، نه تنها به خواسته ی تروریست های عمل نمی کند، بلکه تیمی را با نام "Fourth Echelon” به رهبری سم فیشر تاسیس می کند که تروریست ها را منهدم کنند. حال سم باید در نقاط مختلف جهان به شکار تروریست ها پرداخته و از هدف واقعی آن ها با خبر شود. برخی از شخصیت های قدیمی بازگشته اند و برخی دیگر هم جدیدند و شما در هواپیمایی با نام Paladin می توانید خود را سفارشی سازی کنید، با اعضای گروه حرف بزنید، ماموریت ها را انجام دهید وبیشتر. در این بین BL شما را در بخش هواپیما به یاد یک بازی دیگری خواهد انداخت. بله درست است این بازی، عنوانی نیست جز mass effect . که عوض شدن صدای سم هم باعث شده او خیلی شبیه به فرمانده شپرد باشد. با این حال سم همچنان خشونت بی حد و حصر خود را دارا است ، نمی توان ته مایه های ظنزی در وجود او دید و مثل جک باور از سریال ۲۴، برای به سرانجام رساندن ماموریت هایش هر خطری به جان می پذیردو هیچ رحمی در مقابل تروریست ها از خود نشان نمی دهد.

البته نمی توان از شخصیت پردازی نه چندان جالب برخی از افراد بی تفاوت گذشت. برای مثال بریگس که همکار شما می باشد یکی از بدترین شخصیت پردازی ها در تاریخ بازی های ویدیویی را دارد که به هیچ وجه نمی توانید با او ارتباط برقرار کنید یا چارلی که به نوعی بار طنز بازی را به دوش می کشد! اصلا حرکاتش جالب توجه نیست. در نگاه اول داستان SC:BL کلیشه‌ای است،‌ سوپر من بودن کشور آمریکا و آدم‌ بدهای تشنه قدرتی که در دولت کارهای خیلی بدی می‌کنند، بعد از داستان حمله بیگانه‌ها به آمریکا تکراری‌ ترین کلیشه تاریخ داستان نویسی می باشد اما نوع روایت داستان و پروژکشن‌های روی دیوار و از همه مهم تر سورپرایزهای هرچند کلیشه‌ای اما جذاب؛ داستان بازی را به یک داستان گیرا با کشش بالا تبدیل کرده است.